
با منی، خشم خودت را بیشتر کن، شاعران بی جنبه اند! دلبری هایت بماند در اتاقت، عابران بی جنبه اند! روح عیسای لبانت را به این لب های بی جانم بزن این مسیحا را کمی مستور تر کن، ساحران بی جنبه اند! آیه ای از رحمت حقّی که با هر کس رفاقت می کنی لطف هایت را کمی محدود تر کن، کافران بی جنبه اند! چادرت در باد می رقصد، سماعی عارفانه در سرش زیر باران چادرت را جمع تر کن، شاکران بی جنبه اند! با نگاه خرده ات یک عمر کامل مست چشمانت شدم شوق لب هایت مرتّب در خیالم، شاعران بی جنبه اند! قم - ۱۳۹۵/۱۰/۲۹...
ادامه مطلب
تو همان درختی گاهی زیر آفتاب سبز می شوی گاهی سفید برف گاهی پاییز درد گاهی میوه می دهی گاهی زرد درد می شویگاهی زیر سایه اتگاهی برگ ریزانی گاهی در باد لباست به رقص می آید گاهی با تنه ات سردم می کنیگاهی گرم آغوششگاهی آنقدر مخوفی که نمی توان نزدیکت شد گاهی پرستویی بالا سرت گاهی گرگی زیر پایت گاهی شعر گاهی نقاشی گاهی لخت گاهی همه رنگ پاییزی گاهی پر از شکوفه گاهی گل می دهی!! گاهی خارم می کنی گاهی مار شاخه ات نیشم می زند گاهی سیب آبداری گاهی انار خون گاهی.. . هر جور که باشی می خواهمت همین تنوعّت همین ...
ادامه مطلب