گریان شده باران هم

خرید بک لینک

تقدیم به جوانان رضوی که در زیر باران برای ارباب تشنه لب عزاداری می کردند...

با اشکِ نَمِ چشمم گریان شده باران هم
در صورتِ نمناکم مهمان شده باران هم

من زاده ی بارانم از خاکِ غلامانت
با ضجّه ی چشمانم، لرزان شده باران هم

بر سینه زدم امّا او بر سرِ من می زد
می گفت: علی اصغر، بی جان شده باران هم

این ابر، فراتِ غم یا مشکِ ابالفضل است؟
از لحظه ی عاشورا حیران شده باران هم

مدّاحِ حسین است او از داغِ عطش بارید
گیلان شده روضه خوان، رضوان شده باران هم

یک بالِ مگس اشکم منجیِ جهنّم شد
از این همه پاداشت انسان شده باران هم

با تشنگی ات دریا شاعر شد و می نالید
جنگل شده یک دفتر، دیوان شده باران هم

"آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست"
هستی تو تمامِ من، برهان شده باران هم

هر آیه ای از رحمت در شأنِ نزولِ توست
هر قطره به یادِ تو، قرآن شده باران هم

آن روز که زاهد ها فتوایِ ستم دادند
نیزار شده نیزه، پنهان شده باران هم

در مجلسِ چشمانم هر روز عزاداری است
...................................................


رشت _ ۱۳۹۹/۶/۵
#وحید_لقمانی
#غزل
#شعر_آیینی
#باران #عطش #فرات #روضه #اشک
#امام_حسین
#حضرت_علی_اصغر
#کانون_جوانان_رضوی


برچسبها: وحیدلقمانی, باران, امام حسین, اشک, شعرآیینی

نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۶/۰۵ساعت 11:54 توسط وحید لقمانی|

زیبا ببین - وحید لقمانی...

ما را در سایت زیبا ببین - وحید لقمانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 217 تاريخ: شنبه 5 مهر 1399 ساعت: 3:37

صفحه بندی