
هِی کار برای کار کردیم که کارمارا بکند بیش تر ازاین پروارانسانِ اُتوکشیده ی عصرِ مُدرنشد برده ی صبح کارِ هرشب بیداررشت _ ۱۳۹۸/۳/۱۸...
ادامه مطلب
امشبی با من بمان، فردای یلدا پیشکش یاد تو آرامشم، چشمان دریا پیشکش xa0 صورتت قدیسه چون قرآن، که با غیر وضو لمس هم ممنوع شد، بوسه زدن ها پیشکش زیر باران چای لاهیجان چه می چسپد، ولی خنده ات دلچسپ تر، خرما و حلوا پیشکش در عقائد خوانده ام یک ناظمی دارد جهان صورتت برهان کامل، نظم دنیا پیشکش با تو استقلال و پیروزی به وحدت می رسند سرخ و آبی چشم ولب هایت، تماشا پیشکش xa0 اشک خود را پاک کن، با خنده ای مرهم بزن زخم من را هی نمک می زد، مداوا پیشکش بی تو هیچم آنقدر تنها که نامم شد "وحید" یک نفس از من گذ...
ادامه مطلب