
در اوج، پرنده وار پَرپَر برگشتآن حیدَرِ سربُلندِ "خیبر" برگشتلیلای جزیره های مجنون، "همّت"!سردار به جنگ رفت و بی سر برگشت!xa0قم _ ۱۳۹۸/۹/۱۹...
ادامه مطلب
آرامشِ بعدِ تو دروغ است... بیاعالَم بَرَهوتِ بی فروغ است... بیاحتّی شده بی تفاوت امّا برگردتنهاییِ من بی تو شلوغ است... بیاxa0روستای خرطوم شفت _ ۱۳۹۸/۷/۲۶...
ادامه مطلب
امشب شده قتلِ صبر، طولانیترشب گریه ی چشمِ ابر، طولانیتراین بسترِ من مقبرهی تنهاییستیلداست...فشارِ قبر، طولانیتر xa0 قم _ ۱۳۹۷/۹/۲۸...
ادامه مطلب
من ریزه خورِ خاک کفِ زائر سلطان باشم با بارش زوّار حرم قطره ی باران باشم از بس که رضا (ع) ساحل آرامش جانم شده بود گفتم که کمی در طلب موج خروشان باشم سرزمین موج های خروشان مشهد _ ۱۳۹۶/۶/۱۳برچسبها: شعرآیینی, وحیدلقمانی, امام رضا, مشهد, زیارت نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۶/۱۵ساعت 12:9 توسط وحید لقمانی| ...
ادامه مطلب
سنگ می زد چشم نامحرم، فلاخن پیشکش* شخم می زد جان من را گاو آهن پیشکش عشق بر دختر مثل می شد اگر معصوم "لوط" از لبت می گفت، از موی تو گفتن پیشکش برف و باران را نمی دانم ولی آن صورتت لذّتی دارد تماشایش گرفتن پیشکش چلچراغ چشم خیست گونه ای نادر شده غنچه ات را بازتر کن عطر سوسن پیشکش** چون تو را دیدم از آن لحظه کثیر الشّک شدم*** اقتدا بر من قضا دارد شکستن پیشکش ساحل سیّار چشمت دیدنی با چادرتچشم دریا در لباس سبز روشن پیشکش بی تو هیچم آنقَدر تنها که نامم شد "وحید" ماندنت را بیشتر کن دل سپردن پیشکش...
ادامه مطلب
امشبی با من بمان، فردای یلدا پیشکش یاد تو آرامشم، چشمان دریا پیشکش xa0 صورتت قدیسه چون قرآن، که با غیر وضو لمس هم ممنوع شد، بوسه زدن ها پیشکش زیر باران چای لاهیجان چه می چسپد، ولی خنده ات دلچسپ تر، خرما و حلوا پیشکش در عقائد خوانده ام یک ناظمی دارد جهان صورتت برهان کامل، نظم دنیا پیشکش با تو استقلال و پیروزی به وحدت می رسند سرخ و آبی چشم ولب هایت، تماشا پیشکش xa0 اشک خود را پاک کن، با خنده ای مرهم بزن زخم من را هی نمک می زد، مداوا پیشکش بی تو هیچم آنقدر تنها که نامم شد "وحید" یک نفس از من گذ...
ادامه مطلب