
تقدیم به جوانان رضوی که در زیر باران برای ارباب تشنه لب عزاداری می کردند...با اشکِ نَمِ چشمم گریان شده باران همدر صورتِ نمناکم مهمان شده باران هممن زاده ی بارانم از خاکِ غلامانتبا ضجّه ی چشمانم، لرزان...
ادامه مطلب
پلکِ چشمت، آسمان را رونمایی می کندقدّ و بالایت کبوتر را هوایی می کندنقشِ شهرِ اصفهان هم سایه ای از چشمِ توستشیخِ ما را طاقِ ابرویت "بهایی" می کندآنکه دزدیده چرا از ترسِ سرقت، دَرهَم ست؟یارِ ما با چشمِ...
ادامه مطلب
هِی کار برای کار کردیم که کارمارا بکند بیش تر ازاین پروارانسانِ اُتوکشیده ی عصرِ مُدرنشد برده ی صبح کارِ هرشب بیداررشت _ ۱۳۹۸/۳/۱۸...
ادامه مطلب
با اشک غزل خیزش زائر شده باران هماز پاکی زوّارت طاهر شده باران همهم دوست و هم دشمن راضی شده از لطفتاز بس که کرم داری، شاکر شده باران همگفتی که سه جا هستی با مردن هر زائریعنی که در آن آتش، حاضر شده باران همسلطان که رضا (ع) باشد می بخشد و می بارداز یأس مسلمانان کافر شده باران هم"صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند"نقّاره که می خواند شاعر شده باران هموقتی که قدم هایم، در صحن تو پاداشنداز ابر به زیر آید عابر شده باران هماز چک چکه ی اشکم، خیس است خیالاتمبا روضه ی هر زائر ، ذاکر شده باران هم رشت _ ۱۳۹...
ادامه مطلب
در حجِّ وداعی که محمّد به علی مولا گفت دستان علی در نظرِ تیره دلان بالا رفت نگذاشت خلیفه، عرقِ حجِّ نبی خشک شود "أَتمَتݥتُ لَکُم" گم شد و از حافظه ی دنیا رفت خاکسترِ کینه شررش بعد نبی شعله گرفت شیخین قریشی بتشان جایگه قرآن شد بیتی که ملائک درِ میخانه ی او می رفتند آتش به شرر های حسد وسوسه ی شیطان شد آداب بدِ جهل عرب باز هویدا می شد از اشکِ نمِ چشم علی چاه به غرِّش افتاد یک شهر به تنهایی حیدر متاثّ...
ادامه مطلب
وحید لقمانیمتولد ۱۳۷۲/۱۱/۲۳ در رشتطلبه - شاعر - نویسندهمعتقد به اسلامی زیبا با نگاه رحمانی و خوشبین به خداوندگار ودودایمیل:[email protected]تلگرام:Vahid_loghmani@فیسبوک:[email protected]اینستاگرام:https://www.instagram.com/vahidloghmani/توییتر:https://twitter.com/VahidLoghmani...
ادامه مطلب
زیبا ببین - وحید لقمانی خوب دیدن شرط انسان بودن ست / عیب را در این و آن پیدا مکن چادرت را بتکان چادرت را بتکان قصد تیمّم با منتو فقط حرف بزن حسّ ترنّم با منتیغ آرایش تو زیره به کرمان بردهجاذبه ی بکر بمان حیرت مردم با من xa0 قم _ ۱۳۹۶/۱/۲۷ برچسبها: وحیدلقمانی, شعرعاشقانه, چادر, شعرحجاب, آرایش نوشته...
ادامه مطلب
تو آن آهوی شیرازی، چه چشمانی به سر داریانار ترش وشیرینی که هر فصلی ثمر داریدر این شهرت چه ها کردی که سعدی دارد و حافظخدا داند به هر انگشت خود صد ها هنر داریمحلّی زیر پرگارت به دنبال تو می گردندبه هر جایی که می خواهی تو صدها همسفر داریتو رقصت آسمان را باز با باران کند شاعرکه شرشر ساز وآهنگت، جهانی در...
ادامه مطلب
با منی، خشم خودت را بیشتر کن، شاعران بی جنبه اند! دلبری هایت بماند در اتاقت، عابران بی جنبه اند! روح عیسای لبانت را به این لب های بی جانم بزن این مسیحا را کمی مستور تر کن، ساحران بی جنبه اند! آیه ای از رحمت حقّی که با هر کس رفاقت می کنی لطف هایت را کمی محدود تر کن، کافران بی جنبه اند! چادرت در باد می رقصد، سماعی عارفانه در سرش زیر باران چادرت را جمع تر کن، شاکران بی جنبه اند! با نگاه خرده ات یک عمر کامل مست چشمانت شدم شوق لب هایت مرتّب در خیالم، شاعران بی جنبه اند! قم - ۱۳۹۵/۱۰/۲۹...
ادامه مطلب
سنگ می زد چشم نامحرم، فلاخن پیشکش* شخم می زد جان من را گاو آهن پیشکش عشق بر دختر مثل می شد اگر معصوم "لوط" از لبت می گفت، از موی تو گفتن پیشکش برف و باران را نمی دانم ولی آن صورتت لذّتی دارد تماشایش گرفتن پیشکش چلچراغ چشم خیست گونه ای نادر شده غنچه ات را بازتر کن عطر سوسن پیشکش** چون تو را دیدم از آن لحظه کثیر الشّک شدم*** اقتدا بر من قضا دارد شکستن پیشکش ساحل سیّار چشمت دیدنی با چادرتچشم دریا در لباس سبز روشن پیشکش بی تو هیچم آنقَدر تنها که نامم شد "وحید" ماندنت را بیشتر کن دل سپردن پیشکش...
ادامه مطلب
امشبی با من بمان، فردای یلدا پیشکش یاد تو آرامشم، چشمان دریا پیشکش xa0 صورتت قدیسه چون قرآن، که با غیر وضو لمس هم ممنوع شد، بوسه زدن ها پیشکش زیر باران چای لاهیجان چه می چسپد، ولی خنده ات دلچسپ تر، خرما و حلوا پیشکش در عقائد خوانده ام یک ناظمی دارد جهان صورتت برهان کامل، نظم دنیا پیشکش با تو استقلال و پیروزی به وحدت می رسند سرخ و آبی چشم ولب هایت، تماشا پیشکش xa0 اشک خود را پاک کن، با خنده ای مرهم بزن زخم من را هی نمک می زد، مداوا پیشکش بی تو هیچم آنقدر تنها که نامم شد "وحید" یک نفس از من گذ...
ادامه مطلب