پلکِ چشمت، آسمان را رونمایی می کند
قدّ و بالایت کبوتر را هوایی می کند
نقشِ شهرِ اصفهان هم سایه ای از چشمِ توست
شیخِ ما را طاقِ ابرویت "بهایی" می کند
آنکه دزدیده چرا از ترسِ سرقت، دَرهَم ست؟
یارِ ما با چشمِ روشن، دل ربایی می کند
چادرت در باد می رقصد برای آسمان
قطره قطره ابرها را هم فدایی می کند
آیه ای از رحمَتِ حقّی که هم عصرِ منی
خنده هایت خوفِ زاهد را رَجایی می کند
دردِ دوری هم برای عاشقان وصل است و شوق
رسمِ معشوق است گاهی بی وفایی می کند
از رَگِ گردن به من نزدیک تر هستی ولی
تا همیشه خالقم در من خدایی می کند
رشت _ ۱۳۹۵/۱/۲۱
رشت _ ۱۳۹۹/۱/۹
ما را در سایت زیبا ببین - وحید لقمانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 230